مال و ثروتی که بدون رنج و زحمت به دست
آید خود به خود از دست میرود، زیرا سعی و تلاشی در تحصیل آن بکار نرفته تا
قدر و قیمت آن بر صاحب مال و مکنت معلوم افتد. مال و ثروت باد آورده چون
به دیگری تعلق دارد، همیشه دستخوش باد حوادث است و صاحبش هر آینه از آن
طرفی نخواهد بست.
بیهود نیست که در ممالک راقیه و پیشرفته، ثروتمندان
واقع بین، فرزندانشان را مجبور میکنند که به هنگام تحصیل علم و دانش،
ساعات فراغت را شخصاً کار کنند و به مال و منال پدر خوشدل و دلگرم نباشند.
چه فرزندی که در عنفوان جوانی کار کند قطعاً احساس رنج و زحمت میکند و پس
از مرگ پدر ثروت موروثی را به دست تطاول و اسراف نمیسپارد.گنج عروس، گنج بادآورد، گنج خسروی، گنج افراسیاب، گنج سوخته (یا ساخته)،
گنج خضرا و گنج شادورد که در اصطلاح عامه به هفت خم خسروی معروف است.
بعد
از سیزده سال سلطنت، در گنجهای خسرو پرویز، مقدار هشتصد میلیون مثقال نقود
جمع شده بود که به پول امروز بالغ بر یک میلیارد فرانک طلا میشود، و
البته این علاوه بر غنایم جنگی بود که بعدها نصیبش گردید. از این گذشته
مقدار کثیری جواهر و جامههای گرانبها داشت که غالب آنها از عجایب روزگار
بود. از طرف دیگر در حرم خویش، سه هزار زن داشت؛ غیر از زنان و دخترانی که
خدمتکار و خواننده و نوازنده و رقاصه بوده اند. سه هزار خادم و هشت هزار و
پانصد مرکب سواری، من جمله اسب معروف به شبدیز و هفتصد و شصت فیل و دوازده
هزار قاطر برای حمل بار و بنه و بیست هزار شتر داشت. همچنین سرکش و باربد
یا پهلبد، سر حلقه رامشگران و ترانه سازان درباری بودند و هر شب شش هزار
مرد جنگی به حراست و پاسداری پرویز قیام مینمودند. چون خسرو پرویز بوی
پوستهای تحریر را دوست نداشت، فرمان داد که نامهها را بر کاغذی که به گلاب
و زعفران آغشته باشند بنویسند. بهترین عطرهایی که خسرو پرویز استعمال
میکرد، ترکیبی از عصاره گل فارسی و شاهسپرم سمرقندی و ترنج طبری و نرگس
مسکی و بنفشه اصفهانی و زعفران قمیو نیلوفر سیروانی و عود هندی و مشگ تبتی
بود که به قول "ریدک خوش آرزوک" غلام خسرو پرویز، بوی بهشت از آن استشمام
میشد. خسرو پرویز دویست مثقال زرمشت افشار داشت، که چون موم نرم و نقش
پذیر بود. دستاری بود که شاه دست را با آن پاک میکرد و هر وقت میخواستند
آن را صاف و تمیز کنند در آتش میانداختند. (ظاهراً این دستار از پنبه کوهی
بوده است که آتش چرک را پاک میکرد ولی آنرا نمیسوزانید).